تبلیغات
حرف جالب برای همه - american's suggest
anything for anyone
تاریخ : پنجشنبه 25 خرداد 1391
نویسنده : blood angel

In the name of Allah

به نام خدا

When an american businessman has stood near a Mexican village, sees a little hooker blowing over him that has several fishes.

یك تاجر آمریكایى نزدیك یك روستاى مكزیكى ایستاده بود كه یك قایق كوچك ماهیگیرى از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهى بود!
He asked the Mexican: how long does it takes to catch these fishes.

Mexican: a short time

از مكزیكى پرسید: چقدر طول كشید كه این چند تارو بگیرى؟
مكزیكى: مدت خیلى كمى !
American: then why don't you stay more to catch more fish?

Mexican: because it's enough for saturating my family.

آمریكایى: پس چرا بیشتر صبر نكردى تا بیشتر ماهى گیرت بیاد؟
مكزیكى: چون همین تعداد هم براى سیر كردن خانواده‌ام كافیه !

American: but what do you do in the remnant of your time?

Mexican : I sleep until midnight , go fishing , play with my children , enjoy with my wife , then walk in village & stat to enjoying & playing guitar with my friends !generally I'm at this life .

آمریكایى: اما بقیه وقتت رو چیكار میكنى؟
مكزیكى: تا دیروقت میخوابم! یك كم ماهیگیرى میكنم!با بچه‌هام بازى میكنم! با زنم خوش میگذرونم! بعد میرم تو دهكده مىچرخم! با دوستام شروع میكنیم به گیتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با این نوع زندگى !
American: I studied in Harvard & can help you! You should catch more fishes! Then you can buy a bigger hooker by the profit! And with profit of that you can buy more hookers! And then you have many hookers for fishing!

Mexican: sure and then?

آمریكایى: من توی هاروارد درس خوندم و میتونم كمكت كنم! تو باید بیشتر ماهیگیرى بكنى! اونوقت میتونى با پولش یك قایق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قایق دیگه هم بعدا اضافه میكنى! اونوقت یك عالمه قایق براى ماهیگیرى دارى !
مكزیكى: خب! بعدش چى؟
American : you would make more money if you sell your fishes to customers not mediators … then build a factory & control factory's products … you leave this small village & go to México city ! Then Los Angeles, from there to New York … there is where you could do any many important jobs …

آمریكایى: بجاى اینكه ماهى‌هارو به واسطه بفروشى اونارو مستقیما به مشترىها میدى و براى خودت كار و بار درست میكنى... بعدش كارخونه راه میندازى و به تولیداتش نظارت میكنى... این دهكده كوچیك رو هم ترك میكنى و میرى مكزیكو سیتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نیویورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم میزنى ...
Mexican: but sir! How long does it take?

American: 15 or 20 years.

مكزیكى: اما آقا! اینكار چقدر طول میكشه؟
آمریكایى: پانزده تا بیست سال !
Mexican: but then?

American: the best part is here! You have got a good time; you go &sell the portfolio of your company! This work has millions $ for you?

مكزیكى: اما بعدش چى آقا؟
آمریكایى: بهترین قسمت همینه! موقع مناسب كه گیر اومد، میرى و سهام شركتت رو به قیمت خیلى بالا میفروشى! اینكار میلیونها دلار برات عایدى داره !
Mexican: millions $! Sure, and then?

American: then you retired! Go to a small village! Where you can sleep until midnight, go fishing! Enjoy with your wife! Go to village & play guitar & enjoy with your friends until mid night!!!

مكزیكى: میلیونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمریكایى: اونوقت بازنشسته میشى! میرى به یك دهكده ساحلى كوچیك! جایى كه میتونى تا دیروقت بخوابى! یك كم ماهیگیرى كنى! با بچه هات بازى كنى !
با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا دیروقت با دوستات گیتار بزنى و خوش بگذرونى!!!
منبع فارسی :‌ persianjok.blogspot

Translate by bloodangel

منبع::::::::::::::::::::::::::::::::::::source::::::::::::::::::::::::::::::::::duallang.mihanblog:





موضوعات مرتبط: داستان كوتاه:short story ,
آخرین مطالب